تبليغاتX
خاتون

آنكه دستور زبان عشق را بي‌گزاره در نهاد ما نهاد/ خوب مي‌دانست تيغ تيز را در كف مستي نمي‌بايست داد

امروز تصميم گرفتم سري به دنياي خبرها بزنم و گفتم شايد شما هم دوست داشته باشيد با من همراه باشيد؛

ـ خبري رو بخونيد درباره علت قيمت بالاي پيام‌كوتاه‌هاي فارسي اينجا

ـ راست يا دروغ پاي گوينده، اما گويا دختر فرمانده ناو آمريكايي، به خاطر كار پدرش خودكشي كرده اينجا

ـ گاهي كه به بيمارستان‌ها مي‌رم فكر مي‌كنم پرستارهاي ما خيلي بي‌رحمن، اما اين خبر نشون مي‌ده كه همه مثل پرستاران شبكه يك سيما نيستند اينجا

ـ اگر مي‌خواهيد لب‌تاپ بخريد، روي آن راه برويد تا ببينيد مستحكم است يا نه اينجا

ـ شكر خدا مشخص شد، مقصر ريزش ساختمان سعادت آباد كيست اينجا

ـ يادتان باشد اگر فرزندتان مي‌خواهد معلم شود او را تنبيه بدني نكنيد، در غير اين صورت، او فردا كه معلم شد، كودكي را در مدرسه تنبيه مي‌كند اينجا

                               ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* هر كجا هستم باشم، آسمان مال من است ...

* آدم‌ها تغيير مي‌كنند، اما خدا كند حداقل آدم بمانند ...

* سختي‌هاي زندگي به آدم ياد مي‌ده كه هميشه همه چيز اونجوري پيش‌ نميره كه تو مي‌خواي . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387   توسط ساره گودرزي  | 

 

هوا را ديده‌اي ؟!

آسمان رنگي دگر دارد، نور مهتاب ديدني شده و دلتنگي‌هامان كمرنگ. بار ديگر شادي، نرم‌ نرمك شانه گرم مرا مي‌بوسد و زندگي به روزهايت لبخند مي‌زند.

 

زمين را ديد‌ه‌اي ؟!

چمنزار سبز درخشان شده است، درخت‌ها بلندبالا و آدم‌ها مهربان. اينك فصل روييدن شده، تازه شدن و جوانه‌زدن، بسم‌الله بگو!

 

زندگي را ديده‌اي ؟!

بودن‌ها به خود رنگ واقعيت گرفته‌اند، جدايي‌ها دور و چمدان سفر بسته. اكنون ديگر وقت دلتنگي نيست، بيا شعر بخوانيم، سه دفتر فريدون را مرور كنيم، يغما ورق بزنيم و فروغ را دكلمه كنيم .

 

                                         

 

* چقدر خوب مي‌شوي، وقتي مي‌خندي ...

* تنبلي و گرما و قطعي برق = حقوق نداريم !

* تو را چون آرزوهايم هميشه دوست خواهم داشت / به شرطي كه مرا در آرزوي خويش مگذاري  ـ م . ع . بهمني ـ

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387   توسط ساره گودرزي  | 

 

مي‌گويي خستگي، تنت را همراهي  مي‌كند و سوسوي ستاره‌ات تو را به اوج آسمان مي‌برد. شادمان مي‌شوم، غرق خوشي به پهنه بيكران چشم مي‌دوزم. نگاهم به ستاره برمي‌خورد، در چشمك آن تو را مي‌بينم، حرف‌هايت را مي‌شنوم،‌ حست مي‌كنم ...

من سراسر حس، من سراسر اوج، سراسر رنگ. من سرشار بودن، تو نيز ...

اما گاهي رنگ تلخي مي‌گيريم، براي من كه گاهي زمان مي‌ايستد، فكر مي‌كنم احساسم خاكستري است ...

                                 

* كاش روزي در شادي به رويمان باز شود . . .

* آناني كه مرا مي‌شناسند، مي‌دانند شادي دوستانم را به ثانيه‌اي غم نمي‌دهم ...

* مي‌دونم بازم زدم توي كار احساس، اما تحمل كنيد، اقتضاي اين روزهاي من است، اين حس‌ها ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387   توسط ساره گودرزي  | 

                            *** براي مادرم، بهترين و دلسوزترينم ***

                                 

  زيباترين تصويري كه هميشه با ديدنش شور و شوق زيادي در من به وجود مياد ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387   توسط ساره گودرزي  | 

مي‌گويند چرا از درد مي‌گويم

سرم را به زير مي‌اندازم

جواب نمي‌دهم

لبخند مي‌زنم

چه غفلت شيريني دارند ...

                                               

 

* من عاشق هر آنم كه تويي ...

* براي روز ميلاد تن خود ، من آشفته رو تنها نذاري ...

* دختر بي‌بازگشت گريه‌ها / از ياد نبر كه ساده‌نويسي / هميشه نشان ساده دلي نيست  ـ يغما ـ

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  | 

 

كاش مي‌شد سبد شادي را در دست بگيريم و به هر جا برويم، به هر آنجا كه غم و غصه و اندوه در آن سكني دارد، آن وقت نمي‌گذاشتيم گل لبخند پژمرده شود . . .

 

                           

 

* من براي گوش دادن زاده شدم، تو براي خوب بودن . . .

* روزهاي پرخاطره‌اي است، دست‌هاي دور، دل‌هاي نزديك، چشم‌هاي نگران . . .

* گوشواره‌هاي ستاره، يادگاري‌هاي ابدي مي‌شوند. شب به ستاره‌ات كه نگاه مي‌كني، حرف‌هاي دلم را از او بخواه . . .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  | 

دختر بارانم

خورشيد ميهمان سرزده خانه ماست

و ستاره

از پشت پلكم به من چشمك مي‌زند

هلال ماه

بر نيم رخ صورتم سايه افكنده

وتو

آنسوتر ايستاده‌اي

ميان ابرها

لا‌به‌لاي دنيايي سپيدي

لبخند مي زني

دستهايم را نشانه مي‌گيري

شرم

 در چشمهايت مي‌درخشد

سر به زير مي‌شوي

نيم‌نگاهت كافي است

براي من

امشب ميهماني است

ميهماني آسمان براي ما ...

 

                              

 

* روزهاي زيادي گذشت، من و تو ناباورانه به  پشت سر نگاه مي‌كنيم، راه پيش‌رو چقدر شيرين است ...

* خبرهاي خوب داره از راه مي‌رسه، كم‌كم ...

* كسالت و خستگي تعطيل، بابا روزهاي پركاريه ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  | 

نوعي دلتنگي است

از جنس دوري

از جنس تنهايي

بايد صبر كنيم

يعني محكوميم به صبر

همچون حكمي كه براي ماندن يا رفتن داريم

دلزده شده‌ام

دلزده از برگ و بارهاي زرد

از شاخه‌هاي خشكيده

از انتظار

از گلبرگ‌هاي پژمرده

منطق و احساس دست به دست هم داده‌اند

بايد پيروز شوي

اين تنها راه رهايي توست

 

                         

* خدا خيرشان بدهد؛ اين چند روز تعطيلي ضروري بود . . .

* دورم از تو، اما با تو ...

* شاد باش، شاد ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  | 

  چند روز ديگر هم گذشت

امروز به دنبال ديروز

تو هنوز هم دويدن را به راه رفتن ترجيح مي‌دهي

بي‌اعتنا به ثانيه‌هاي پيش رو

راه‌ها را پشت سر مي‌گذاري

به خسته‌هاي جا مانده هم نگاه نمي‌كني

توشه‌اي برداشته‌اي پر از هر آنچه مال تو نيست

از خسته‌اي، تكه‌اي به يغما برده‌اي

فكر نمي‌كني روزي تو هم خسته مي‌شوي

جا مانده‌ها با نيشخند به تو نگاه مي‌كنند

خوب مي‌دانند تو هم روزي جا مي‌ماني

اما ...

تو هنوز هم مي‌دوي، دويدن را به راه رفتن ترجيح مي‌دهي !

 

                                 

 * گاهي فكر مي‌كني براي همه ارزشمندي و دوستت دارند، اما بد ناگهان مي‌بيني تو تنها يك وسيله بوده‌اي ...

* خدا بزرگ است، بزرگتر از آنكه وصفش كني ....

* اگر سكوت اين گستره بي‌ستاره مجالي دهد، مي‌خواهم بگويم: سلام!

                                                                                                             ـ يغما ـ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  | 

روزها از پي هم مي‌گذرند

من و تو آدمك اين قصه‌ايم

قصه سادگي يك دل پاك

قصه دلدادگي دو چشم پاك

                                    

* يك كمي كسالت و بي‌حوصلگي ارمغان روزهاي اول خرداد برايم بود.

* جمعه خوبي داشتيم، من و تو بر بلنداي تهران، به وسعت نفس‌هاي تمام عمرمان شاد بوديم.

* گاهي نگراني از آينده، اكنونم را خراب مي‌كند و توكل بر خدا تنها راه آرامشم مي‌شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387   توسط ساره گودرزي  |