چند روز ديگر هم گذشت
امروز به دنبال ديروز
تو هنوز هم دويدن را به راه رفتن ترجيح ميدهي
بياعتنا به ثانيههاي پيش رو
راهها را پشت سر ميگذاري
به خستههاي جا مانده هم نگاه نميكني
توشهاي برداشتهاي پر از هر آنچه مال تو نيست
از خستهاي، تكهاي به يغما بردهاي
فكر نميكني روزي تو هم خسته ميشوي
جا ماندهها با نيشخند به تو نگاه ميكنند
خوب ميدانند تو هم روزي جا ميماني
اما ...
تو هنوز هم ميدوي، دويدن را به راه رفتن ترجيح ميدهي !
* گاهي فكر ميكني براي همه ارزشمندي و دوستت دارند، اما بد ناگهان ميبيني تو تنها يك وسيله بودهاي ...
* خدا بزرگ است، بزرگتر از آنكه وصفش كني ....
* اگر سكوت اين گستره بيستاره مجالي دهد، ميخواهم بگويم: سلام!
ـ يغما ـ