عيد اومد ، بهار اومد ...
اميدوارم سال 88 سرآغاز سالي خوب و سرشار از شادي و اميد براي تمام ايرانيان باشه ...
آرزو ميكنم در اين سال، به بركت نفحات امام زمان (عج) همه اميدوارا دست خالي برنگردند و شادمان باشند.

ـ حرفهاي ما هنوز ناتمام تا نگاه ميكني وقت رفتن است ـ
عيد اومد ، بهار اومد ...
اميدوارم سال 88 سرآغاز سالي خوب و سرشار از شادي و اميد براي تمام ايرانيان باشه ...
آرزو ميكنم در اين سال، به بركت نفحات امام زمان (عج) همه اميدوارا دست خالي برنگردند و شادمان باشند.
مدت ها بود، تصمیم داشتم (خاتون) به روز شود و اما نمی شد. گم شدن در مشغله و گرفتاریهای شاد و غمگین زندگی، مجال نوشتن برای دل را گرفته بود و اما خبرنویسی و گزارش را مثل یک آدم آهنی ادامه میدادم. امشب بعد از ساعتها نوشتن و اما بعد از روزها گرفتاری، سری به کتاب (تصور کن) یغما زدم و ترانه هایش را مرور کردم، ترانه هایی خاص و اجتماعی که واقعیت های اطراف را واگویه میکنند به زبانی ساده و شیوا، مردمی و جنسی لطیف و حریرگونه که گاهی به آتش زخم ها، زبانه میکشد.
و اما به قول یغما ـ آرزوهای هر انسان در هزار ترانه نمیگنجد! ـ
(روشن)
کاش آهن بودم، تا بتونم تیغه تیز یه گاوآهن شم!
کاش هیزم بود، تا بتونم تو اجاق چپرا روشن شم!
کاش گندم بودم، تا یه تیکه نون بشم تو سفره های خالی!
کاش مردم بودم، تا برم به جنگ هر مترسک پوشالی!

ديروز خيلي اتفاقي متوجه شدم كه فيروز زنوزي جلالي ـ نويسنده كتاب «قاعده بازي» برگزيده بخش داستان امسال جايزه كتاب سال جمهوري اسلامي ـ يك ناخداي بازنشسته ارتش است. شايد اين خبر سوخته را بارها در سايتها و روزنامهها و مجلات تخصصي كتاب خوانده باشيد، اما نكته جالب اينكه كتابش را تا به حال پيدا نكردهام و چون در يكي دو سال اخير در بخش داستان اثر برگزيده نداشتيم، فكر ميكنم بايد داستاني خواندني باشد، هر چند حرف و گفتمان و حديث درباره انتخاب اين اثر بسيار است!

زنوزي در
سال 1329در خرمآباد متولد شد. تا پایان
تحصیلات ابتدایی در بروجرد بود و سپس به تهران آمد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتههای نظامی گذراند و با درجه ناخدا یكم
كمیسر دریایی بازنشسته شد. او
بهعنوان كارشناس با بخش داستان بنیاد جنگزدگان، كتاب سال بنیاد شهید، بخش قصه و رمان حوزه هنری و بخش انتخاب آثار برتر معلمان همكاری داشته و علاوه بر ساخت فیلمهای مستند به فیلمنامه
و نمایشنامهنویسی و تدریس و نقد
نیز میپردازد.
كتاب «مردی
با كفشهای قهوهای» از آثار برتر
20 ساله انقلاب شناخته شده و كتاب «مخلوق» او نیز برنده دیپلم افتخار از طرف بنیاد شهید شده است. باران برزمین سوخته (مجموعه نقد آثار احمد محمود)، سالهای سرد، خاك و خاكستر، روزی كه خورشید سوخت، اسكاد روی ماز 543، مردی با كفشهای
قهوهای، سیاه بمبك، مجموعه داستان
اولیها (گردآوری)، مخلوق (رمان)، شور و شیرین (فيلمنامه) برخي ديگر از آثار اوست.
كاش ميشد از همه چيز بريد و رفت
... رفت .... رفت ... رفت ...