يك روزهايي دلم ميگيرد، از تمام چيزهاي اطرافم، اما شايد بهتر باشد آدمها را هم به آن اضافه كنم. اين روزها، دوست دارم بنشينم در گوشهاي از اتاقم و بدون هيچ نواي موسيقي به اطرافم خيره شوم. دوست دارم در سكوت خانهمان غرق شوم و هيچ صدايي مرا دگرگون نكند. دوست دارم، گاهي صداي پرندهاي پشت پنجره، من را به ياد «حامي» بيندازد، دوست دارم كتابم را بنويسم ...
ـ اينروزها، هر چند شادي و خنده ميزبان خوبي براي ثانيههاي ماست، ولي گاهي شيطان غم، ميهمان ناخواندهاي است.
ـ براي گذر از آنچه به آن تعلق خاطري نداري، بايد جلوي خيلي چيزها بايستي.
ـ كاش بودن در روزهاي امروزي، تصويري ماندگار در قاب چشمانمان باشد.



