تبليغاتX
خاتون - من و ياغي

ـ حرف‌هاي ما هنوز ناتمام تا نگاه ميكني وقت رفتن است ـ

... و بالاخره من و ياغي‌ترين همدست شديم، به ياري خدا و مدد ستاره‌ها ...




ـ اين روزها و شب‌ها، باور كرده‌ام كه ستاره زهره هم به شادي‌هايمان حسادت مي‌كند ...

ـ من با تو خوشم، تو خوشي با دل من ...

ـ‌ يا علي گفتيم و عشق آغاز شد...

+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388   توسط ساره گودرزي  |